wWw.Files2Mobi.Mihanblog.Com
- ––•(-• Files2Mobi •-)•–– -
                                                        
درباره وبلاگ

- ––•(-• Files2Mobi •-)•–– -

TOP Apps & Game for Android

مدیر وبلاگ : مهدی حمیدی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره Androidkadeh.ir ؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
wWw.Files2Mobi.Mihanblog.Com
- ––•(-• wWw.Files2Mobi.Mihanblog.Com •-)•–– -



آندرانیک تیموریان هافبک استقلال که حالا رفته‌رفته به شرایط بازی نزدیک شده به احتمال فراوان تا دو، سه روز آینده در تمرینات استقلال شرکت خواهد کرد. تیموریان در این مدت که نتوانست استقلال را همراهی کند، جای خالی‌اش کاملا احساس شد. او حالا در آستانه بازگشت قرار دارد و خودش چند روز پیش گفته بود که احتمالا در فروردین‌ماه بازی خواهد کرد. کادرفنی استقلال امیدوار است که تیموریان پنجم فروردین بتواند مقابل ذوب‌آهن به میدان برود. این بازی برای استقلال اهمیت زیادی دارد و کادرپزشکی استقلال خودش را آماده خواهد کرد تا آندو مقابل ذوب‌آهن شرایط بازی را پیدا کند.

نوع مطلب :
برچسب ها :




سیدمهدی رحمتی دروازه‌بان ملی‌پوش استقلال در فینال جام حذفی دست به ابتکار جالبی زد و با پوشیدن پیراهن مرحوم ناصر حجازی دروازه‌بان فقید استقلال یاد و خاطره او را زنده نگه‌داشت و پس از پایان بازی هم با پیراهن حجازی در حافظیه دور افتخار زد. او که یک ضربه پنالتی شاهین را مهار کرد درباره بازی گفت: «ما می‌توانستیم در وقت قانونی کار را تمام کنیم اما کیفیت بد زمین حافظیه روی بازی تاثیر منفی گذاشت و کار به پنالتی کشید. خوشحالم که در نهایت قهرمان شدیم و توانستیم هواداران‌مان را خوشحال کنیم. البته تیم شاهین هم بازی خوبی انجام داد و باید به بازیکنان و کادرفنی آن‌ها هم خسته نباشید گفت.» رحمتی با اشاره به پوشیدن پیراهن مرحوم حجازی در بازی فینال ادامه داد: «من همیشه به یاد ناصر خان هستم و با پوشیدن پیراهن ایشان خواستم ادای دینی به اسطوره باشگاه بکنم.»

نوع مطلب :
برچسب ها :




روزنامه خبر ورزشی 27 اسفند 1390


روزنامه گل 27 اسفند 1390


روزنامه ایران ورزشی 27 اسفند 1390


روزنامه استقلال 27 اسفند 1390


روزنامه نود 27 اسفند 1390


روزنامه تماشا 27 اسفند 1390


نوع مطلب :
برچسب ها :




قهرمانی استقلال از آن جهت برای پرویز مظلومی لذت‌بخش است که در مقاطعی بحران را با تمام وجود لمس کرد. انتقادهای سرخ مجتبی جباری، رفتن غیرمنتظره فرهاد مجیدی، حاشیه‌های جاسم کرار و مصدومیت‌های بی‌موقع چند ستاره، مرد نخست نه‌چندان مقتدر نیمکت آبی را تا آستانه اخراج پیش برد اما استقلال برای ششمین بار جام حذفی را بالای سر برد تا به ‌رغم این هیجان یک پله هم از حریف دیرینه فاصله بگیرد. از 26 دوره‌ای که جام حذفی برگزار شده، استقلال 6 قهرمانی دارد و پرسپولیس 5 قهرمانی. 

ضیافت پنالتی‌ها می‌توانست سخت‌ترین دقایق پرویز مظلومی باشد اما سیدمهدی رحمتی با واکنشی دیدنی پنالتی دوم شاهینی‌ها را دفع کرد تا سرمربی نه‌چندان محبوب آبی‌ها تا حدودی مطمئن شود جام را بالای سر برده است و همین‌طور هم شد. نتیجه 4 - یک در ضیافت پنالتی‌ها به نفع استقلال پایان آرزوهای مردی بود که سال سختی را پشت سر گذاشته بود. هیچ‌کس به اندازه پرویز مظلومی از این قهرمانی لذت نبرد چراکه او در دومین سال حضورش در استقلال اغلب روزهای سال را با هشدار و تهدید سپری کرد و از همه بدتر این‌ که گاهی اوقات در حاشیه‌های روزنامه‌ها می‌خواند امیر قلعه‌نویی سال بعد سرمربی استقلال می‌شود. او بعد از قهرمانی طعنه‌آمیزترین جمله خود را به تبریز حواله کرد تا مشخص شود جنگ لفظی پرویز و امیر که توام با کنایه است فعلا تمام نشده است: «به کوری چشم دشمنان، قهرمان شدم. ما خیلی مصدوم داشتیم و تیممان به هم ریخته بود، ولی توانستیم قهرمان شویم.» اما کنایه او با این جمله معنای دیگری داشت: «گرچه قهرمانی با سختی به دست آمد ولی من در دومین سال حضورم در استقلال جام گرفتم.» کنایه او به امیر قلعه‌نویی در این جمله به خوبی مشهود است چراکه امیر قلعه‌نویی زمانی که به استقلال آمد در برنامه سه ساله خود و در سومین سال حضورش جام قهرمانی را بالای سر برد. پرویز با استقلال قهرمان شد تا با انگیزه‌ای مضاعف به استقبال سال جدید برود. آیا او می‌تواند وعده دوم خود که کسب دومین جام و قهرمانی در لیگ برتر است را در سال 1391 به هواداران هدیه کند؟

نوع مطلب :
برچسب ها :




بهار، جلوه گاه پروردگار

با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زیبا سروده است، سعدی شیرازی:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار خبرت هست که مرغان سحر می گویند آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار

بهار، یادآور رستاخیز

همه ساله با فرارسیدن زمستان، فروغ زندگی از سیمای طبیعت رخت برمی بندد و افسردگی و پژمردگی جای آن را می گیرد و طبیعت به شکل موجودی بی جان درمی آید. پس از مدتی، با فرارسیدن بهار، روحی دوباره در کالبد طبیعت بی جان و افسرده دمیده می شود و طبیعت لباس حیات بر تن می کند و این گونه است که رستاخیز انسان و جهان، با پیدایش بهار به تماشا گذاشته می شود. از همین رهگذر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «اِذا رَأَیتُم الرَّبیعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ؛ هر وقت بهار را دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید».

مولوی نیز در این باره چه خوش سروده است که:

این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز در بهاران رازها پیدا شود هر چه خورده است این زمین رسوا شود رازها را می کند حق آشکار چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

عید نوروز و آداب آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی

عید در لغت، به معنای «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامی، به معنای بازگشت به معبود است؛ یعنی انسان به سوی خالق خود بازگردد و به پاداش الهی دست یابد و این، عید اوست. امام علی علیه السلام می فرماید: «هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود، عید است».

جشن نوروز، از واژه اوستایی «یس یسنه» به یادگار مانده و به معنای عید و ستایش و نیایش است. همه عیدهای ایرانیان باستان، دینی و با نیایش و دعا همراه بوده است. این جشن، به مدت 10 روز بود و مردم در آن به عبادت و به جای آوردن اعمال عید مشغول بودند.می گویند جمشید، پادشاه ایرانی، زمانی که بر تخت نشست، خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت و گفت: «خدای متعال شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و هر سال در این روز به همین دستور عمل کنید».

در روایت های ائمه معصومین علیهم السلام به برخی آداب عید نوروز نیز اشاره شده است. از جمله این آداب، صله رحم، دعا کردن و پاکیزه بودن است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «چون نوروز فرارسد، غسل کن؛ پاکیزه ترین لباس خویش را به تن کن؛ به بهترین بوی خوش خودرا معطر کن و در آن روز، روزه بدار».

پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره سفارش می کردند که همراه با تحول طبیعت، به دگرگونی اخلاقی خویش نیز همت گماریم.

نوروز از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام

پیشوایان معصوم علیهم السلام هر سنتی را که بر پایه آیین های شرک آمیز و بت پرستی و ارزش های غیرالهی نباشد و بینش توحیدی را تقویت کند، تأیید می کردند. امام صادق علیه السلام به مُعَلَّی بن خُنَیْس درباره اهمیت نوروز می فرماید:

ای مُعَلّی، نورز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایشان ایمان بیاورند. این روز، روزی است که بادهای بارور کننده بر درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد. این روز، روزی است که کشتی نوح پس از توفان، بر کوه جودی نشست. این روز، روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد. روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم علیه السلام بت های عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند. در این روز، علی علیه السلام بر اهل نهروان پیروز شد. در این روز، قائم(عج) ما و صاحب امر ما ظهور می کند و هیچ نوروزی نمی رسد، مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم.

بهار و نوروز در شعر پارسی

سعدی درباره بهار چنین می سراید:

چون است حال بُستان ای باد نوبهاری کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری ای گنج نوش دارو، بر خستگان نگه کن مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟ هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری

صابر ترمذی، شاعر قرن ششم هجری و معاصر خاقانی و انوری و سنایی نیز چه خوش سروده است:

با حسن باغ و فرّ بهار و جمال گل نیکوست حال ما، که نکوباد حال گل پر نقش آذری شد و پر صورت پری باغ از بهار خرم و چشم از جمال گل

فخرالدین عراقی، عارف مشهور قرن هفتم، از زودگذری بهار سخن می گوید و اینکه باید این موسم را بسیار غنیمت شمرد:

بیا بیا که نسیم بهار می گذرد بیا که گل ز رُخَت شرمسار می گذرد بیا که وقت بهار است و موسم شادی مدار منتظرم، وقت کار می گذرد ز راه لطف، به صحرا خرام یک نفسی که عیش تازه کنم، چون بهار می گذرد

خیام، فیلسوف و ریاضی دان نام آشنای قرن ششم و ترانه سرا و رباعی

گوی بی همتا، نوروز را چنین می خواند:

بر چهره گل، نسیم نوروز خوش است در صحن چمن، روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هرچه گویی خوش نیست خوش باش و زدی مگو که امروز خوش است در رباعی زیبایی از پیشوای نستوه جماران، امام خمینی رحمه الله نیز آمده است:

 

بوسه زد باد بهاری به لب سبزه به ناز گفت در گوش شقایق، گل نسرین صد راز بلبل از شاخه گل داد به عشاق پیام که درآیید به میخانه عشاق نواز

 

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار خبرت هست که مرغان سحر می گویند آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار

نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 1390/12/27 :: نویسنده : مهدی حمیدی

خدایا! من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست، 
خیالت از زمین راحت ، که حتی روز ، روشن نیست!
کسی اینجا نمی بینه ، که دنیا زیر چشماته!
یه عمره یادمون رفته ، زمین دارمکافاته، فراموشم شده گاهی، 
که این پایین چه هاکردم!که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم!
خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن، شنیدم گرم آغوشت ، اگه میشه منم جا کن.

باز هم دلتنگی …
باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی.
باز هم پنجره باز و انتظار و نیامدنت.
اگر بدانم که می آیی تمام بغض های کهنه را فروکش می کنم.
اگر بدانم که می آیی تمام پنجره های عالم را به انتظار می نشینم.
اگر بدانم که می آیی دیگر تنهاییم را با خاطره هایم پر نمی کنم.
تمام خاطره هایم را در صندوقچه قدیمی می گذارم
تا بهانه ای برای نیامدنت نباشد!!!
تو فقط بیا…
بگو که می آیی .
سالهاست گوشهایم در انتظار شنیدن نجوایی آشناست!!!
بگو که می آیی.

نوع مطلب :
برچسب ها :




این پیراهن خواهان بسیاری داشت اما قبل از رحمتی هرگز به تن کسی نرفته بود!


به گزارش «24»، وقتی سید مهدی رحمتی با آن پیراهن به زمین مسابقه قدم گذاشت خیلی ها از خود پرسیدند چه شباهتی دارد این پیراهن به لباس آن قلعه چی افسانه ای در آن بازی تاریخی، اما کمتر کسی تصور می کرد که این پیراهن همانی باشد که ناصر حجازی با آن فاتح پیونگ یانگ شده بود.

داستان این پیراهن نیز برای خودش جالب است؛ پیراهنی که تنها یادگار ناصر از آن سالهای بازیگری اش بود.

بهناز شفیعی همسر مرحوم حجازی درباره این پیراهه به خبرنگار ما گفت:«این تنها پیراهنی است که از ناصر داریم و البته این بهترین آنها بود و با همین لباس بهترین بازی هایش را انجام داد»

وی درباره بازی دیروز استقلال و درخشش رحمتی با لباس مرحوم حجازی گفت:«نکته ای را می گویم که شاید باور نکنید، وقتی زمان پنالتی ها شد و درست قبل از همان پنالتی ای که رحمتی گرفت، فریاد زدم ناصر اگر الان خانه هستی و و با ما بازی را تماشا می کنی کمکش کن تا پنالتی را بگیرد.باور کنید خیلی از دوستان بعد از بازی به ما زنگ زدند تا تبریک بگویند همین حرف را زدند و مثل من قبل از آن پنالتی چنین چیزی را خطاب به ناصر گفته بودند.»

شفیعی در پاسخ به این سوال که ؛ چرا قبول کرد این پیراهن را به رحمتی بدهد، نیز گفت:«ما مهدی را خیلی دوست داریم و وقتی چنین خواسته ای مطرح شد قبول کردیم، وقتی مهدی را با آن لباس در دروازه استقلال دیدم یاد جوانی ناصر افتادم.»

همسر مرحوم حجازی در انتها گفت:« قرار است این پیراهن را مثل همان پیراهنی که منچستری ها برای ناصر فرستادند قاب کنیم و آن را نگه داریم تا یادگار بماند.»

نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 1390/12/27 :: نویسنده : مهدی حمیدی
گویند خدا گناهات را ببخشد...گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم؟!!

هر گاه در خلوت خودم به تو فکر میکنم از شدت شرمساری سرم به زیر می‌افتد.!

هر گاه به یاد پرده ای عظیم که بر عیب‌های من کشیدی می‌افتم...

هرگاه به یاد خوبیهایی که از من بر زبانها جاری ساختی و من لایق آن نبودم می‌افتم ...

هرگاه به یاد نعمتهای فراوانی که به من بخشیدی و من باز ناسپاس بودم می‌افتم...

هرگاه به یاد بلاهایی که با تمام گناهکاری‌ام از من دفع کردی می‌افتم...

و هرگاه به یاد میآورم که با تمام مهربانی‌ات باز از تو گلایه‌مند بودم...

در حالی که تمام مشکلاتم از جانب خودم بود ،عرق شرم سراسر وجودم را فرا میگیرد...! و
 
آنگاه است که از شدت خجالت نمیتوانم از تو چیزی بخواهم...

و باز وقتی به یاد پیمانهایی که یکی پس از دیگری با تو بستم و همه را شکستم می‌افتم؛
 
حتی روی آنکه دیگربار از تو عذر‌خواهی کنم را ندارم...!! 

نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 1390/12/27 :: نویسنده : مهدی حمیدی

وقتی که خاکم میکنن بهش بگید پیشم نیاد

بگید که رفت مسافرت بگید شماره ای نداد

یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هول نکنه 

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه

دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید

هرچی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید

نزارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه

نمیخوام هیچوقت تنمو توی گورم بلرزونه

برو نمیخوام ببینی خونه ی من خالی شده

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده

اونکه میگفت میمرد برات دیدی راست راستی مرد

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد

بهش بگید نشست به پات بهش بگید نیومدی

بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی

نشونیه قبر منو بهش ندین خوب میدونم

میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه

برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره

     بزار واسه همیشه قلب من شل بشه با کلی خاطره

 

نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 1390/12/27 :: نویسنده : مهدی حمیدی

طریقه تبدیل سالهای شمسی و قمری به یكدیگر:
برای تبدیل سال شمسی به قمری آن را در عدد 11 ( اختلاف بین روزهای شمسی و قمری ) ضرب كرده حاصل ضرب را به 354 ( تعداد روزهای سال قمری ) تقسیم كنید.
عدد حاصل را با سال شمسی جمع كنید سال قمری بدست می آید.

مثال = 1365 شمسی برابر است با ؟ قمری
15015 = 11* 1365
42= 354 -:- 15015 
1407 = 42 + 1365 

و برای تبدیل سال قمری به شمسی آن را در عدد 11 ضرب كرده حاصلضرب را به 365 ( تعداد روزهای سال شمسی ) تقسیم كنید ؛ عدد حاصل را از سال قمری كم كنید؛ سال شمسی بدست می آید. 
مثال : سال 1407 قمری برابر است با ؟ شمسی

15477 = 11* 1407 
42 = 365 -:- 15477 
1365 = 42 - 1407 

برای تبدیل سال شمسی به میلادی 
عدد 621 را به سال شمسی بیفزائید . سال میلادی بدست می آید و از كم كردن همین عدد از سال میلادی ؛ سال شمسی بدست می آید.

سال یزدگردی:
این سال بعد از اسلام مرسوم شد؛ و مخصوص پارسیان بود و مبداء آن جلوس یزد گرد در روز سه شنبه 22 شهر ربیع الاول 11 قمری برابر با ماه ( حزیران رومی ) یعنی سال 993 رومی یا اسكندری برابر با 16 ژوئن 632 میلادی است كه 365 روز حساب می شد.

*سال رومی یا اسكندری:
مبداء آن روز دشنبه سال 312 قبل از میلاد كه مصادف با ابتدای سلطنت سلو كوس نیكاتو جانشین اسكندر است.
بعضی می گویند چون علمای اسكندریه واضع آن بوده اند لذا به این نام مشهور شد و ماه های آن عبارتند از :
كانون دوم (31 روز(
شباط( 28 روز(
آذار ( 31 روز)
نیسان ( 30 روز(
ایاز ( 31 روز(
حزیران ( 30 روز (
تموز ( 31 روز(
آب ( 31 روز (
ایلول ( 30 روز(
تشرین اول ( 31 روز(
تشرین دوم ( 30 روز ( 
كانون اول ( 31 روز (
و این ماه ها را عبرانیان متداول نمودند.
سال جلالی :
بنا بقول مشهور این را تاریخ ملكشاهی یا سلجوقی یا فارسی می گویند.
و مبداء آن روز جمعه دهم ماه رمضان 471 ه . قمری ؛ مطابق با پانزدهم آذر ماه 1295 رومی و سال 1078 میلادی میباشد.
این تاریخ در زمان ملكشاه سلجوقی مرسوم شد؛ و جمعی از علما؛ مانند حكیم عمر خیام ؛ ابو المظفر اسفزاری ؛ میمون بن نجیب واسطی - خواجه عبدالرحمن خازنی - دعوت شدند و با كوشش عمر خیام تدوین و به تقویم جلالی مرسوم گشت.

نام سالها:
تركان ابیغوری برای هر سال نام حیوانی را نهاده بودند كه ایرانی ها نیز بتدریج از آنها استفاده كردند. 
این اسامی عبارتند از:
موش - گاو - پلنگ - خرگوش - نهنگ - مار - اسب - گوسفند - میمون - مرغ - سگ . خوك

برای براحتی حفظ كردن ؛ به شعر زیر دقت كنید:
موش ؛ بقر و پلنگ و خرگوش شمار
زین چارچو بگذری نهنگ آید و مار

آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
همدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار

برای تشخیص اینكه هرسال با كدامیك از این نام ها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد 6 را كم كنید.
حاصل عدد را بر 12 تقسیم كنید ؛ عدد باقیمانده این تقسیم را كه حتما كمتر از 12 است در نظر بگیرید؛ از شماره یك از موش شروع به شمردن كنید نام هر حیوانی با عدد با قیمانده مطابقت كرد سال همان حیوان است.
مثال :
سال1386 شمسی مطابق با نام كدام حیوان است؟

1380 =6-1386
باقیمانده حاصل تقسیم 1380 بر 12 =صفر كه آخرین حیوان است. خوك

نگاهی به تقویم مصر و روم باستان :

تقویم سنگی مربوط به روم باستان

تقویم سنگی مربوط به روم باستان ایده استفاده از تقویم از دیرباز برای مشخص کردن زمانهای آینده و گذشته وجود داشته است. برای مشخص کردن اینکه چه مدت به برگزاری مراسم یا جشنهای مذهبی و ... باقی مانده است و یا چه مدت زمان از وقوع یک حادثه گذشته است. شاید تعجب کنید اگر بدانید که تقویم های مختلفی که هم اکنون وجود دارد، اغلب با توجه به شرایط جغرافیایی بوجود آمده است. بعنوان مثال در کشور های سردسیر مفهوم سال با پایان زمستان مشخص می شود و در کشورهای گرمتر که مفهوم فصل کمتر مشاهده می شود ملاک محاسبه تقویم، حرکت ماه می باشد. 

قدیمی ترین معیار ساخت تقویم نوع قمری (Lunar) می باشد که بر اساس حرکت ماه و پیداشدن ماه جدید در آسمان می باشد هرچند قبل از آن مصری ها دریافته بودند که طغیان نیل دارای نظم مشخصی می باشد و می توانند از آن بعنوان معیاری برای گذشت زمان استفاده کنند. 

تقویم مصری:

مصریان باستان از تقویمی استفاده می کردند که در آن یکسال شامل 12 ماه 30 روزه بود. آنها متوجه مشکلاتی که این تقویم داشت شده بودند چرا که بتدریج تغییر فصل در روزهای غیر مشابه سال انجام می شد و گویی زمان تغییر فصل در تقویم در حال حرکت می باشد. آنها در حدود 4000 سال پیش از میلاد تصمیم گرفتند که در پایان هر سال 5 روز به سال اضافه کنند تا مشکل تغییر فصل را حل کنند. این 5 روز برای آنها جز روزهای جشن و تعطیلات محسوب می شد و در این روزها کار نمی کردند. 

جای تعجب است اما پاپیروس های مصری نشان می دهد که مصریان باستان مدت زمان گردش زمین بدور خورشید را دقیقآ معادل 356 و یک چهارم روز تعیین کرده بودند ولی متاسفانه برای حل مشکل کسری یک چهارم روز اندیشه خاصی نکرده بودند. به همین دلیل پس از گذشت 1460 سال خورشیدی - معادل چهار بازه 365 سال خورشیدی - تعداد سالهای گذشته شده مصری معادل 1461 سال میشد. نتیجه آنکه تقویم تابستان را نشان می داد حال آنکه آب و هوا، وضعیت زمستان را! 

قسمتی از یک پاپیروس حاوی تقویم مصری مصریان باستان علاوه بر تقویم خورشیدی از نوعی تقویم مذهبی نیز استفاده می کردند که مبنای آن حرکت ماه بدور زمین بود. آنها این حرکت را معادل بسیت و نه و نیم (29.5) روز می دانستند. اهمیت این تقویم در آن بود که با پدیده هایی که در آسمان می دیدند مانند حرکت و چرخش ستارگان و صور فلکی هماهنگتر بود. 

تقویم رومی:

هنگامی که رومی ها بصورت یک قدرت بزرگ در جهان مطرح شدند، مشکل داشتن تقویم مناسب برای آنها بیشتر احساس شد بخصوص که رومی ها اغلب به خرافات اعتقاد داشتند و همواره به مسائل پیچیده نگاه می کردند. برای چند لحظه به نحوه ابداع نگارش اعداد آنها فکر کنید و ببیینید که چقدر ناکارآمد است! (XXVIIM ...) 

آنها اینگونه عمل کردند که ماه های سال 29 یا 31 روز است به غیر از فوریه که 28 روز می باشد. بنابراین چهار ماه را 31 روزه، هفت ماه را 29 روزه و یک ماه را 28 روزه در نظر گرفتند! با این وجود یکسال آنها معادل 12 ماه و یا 355 روز می شد، لذا مجبور شدند که یک ماه جدید تعریف کنند که آنرا مرسدونیوس (Mercedonius) نام نهادند که یکسال در میان 22 یا 23 روز آنرا محاسبه میشد. 

قسمتی از یک پاپیروس حاوی تقویم مصری 

حتی با وجود داشتن مرسدونیوس دقت تقویم کم بود و استفاده از آن بسیار مشکل. لذا به فرمان پادشاه وقت در سال 45 قبل از میلاد یکی از منجمان پیشنهاد کرد که آن سال را معادل 445 روز در نظر بگیرند تا مشکلاتی که پیش آمده بود حل شود و تقویم به حالت اولیه و متناسب با تغییرات فصول در آید. پس از آن آنها ماه های سال را 30 یا 31 روز در نظر گرفتند (به غیر از فوریه) و چون به این مسئله آگاه بودند که یکسال خورشیدی معادل 365 روز و 6 ساعت می باشد هر چهار سال یکبار یک روز به سال اضافه می کردند. 

تغییر دیگری که آنها در این زمان بر روی تقویم خود قرار دادند این بود که ابتدای سال را به اول ژانویه منتقل کردند حال آنکه تا قبل از آن اواخر ماه مارچ که معادل بود با اول بهار بعنوان ابتدای سال در نظر گرفته می شد.

نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 65 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات